لوازم اصلیه زندگی چیه؟!...مایکروویو!!

سلام...

هفته پیش تو جلسه گروهیمون در مورد یه مسئله ای صحبت کردیم که

حالا میخوام اینجا نقلش کنم...بحث از اینجایی شروع شد که یکی از

دوستان در مورد خرج عروسیه خواهرش صحبت کرد و اینکه داماد باید

برای یه شب تو زندگی کلی خرج بکنه و اگه این پولی که اینجوری خرج

میشه تو زنگیه مشترکشون تزریق بشه میتونه تاثیرهای مثبت فراوونی

داشته باشه...و اینکه وقتی از داماد ها می پرسیم،چرا اینقدر خرج

میکنین و گاهاً زیر بار قرض میرین؟!...تقریباً جواب همه اینه که یه شب

بیشتر که تو زندگی نیست،آرزو داریم...عروس آرزوی اینکه تو لباس

سفید باشه و داماد هم تو کت و شلوار دامادی که این روزها رنگ های

متفاوتی هم داره...و هر دو در آرزوی یک عروسیه مجلل...چند مدل غذا

که جدیداً به صورت سلف سرویس حیف و میل میشه...سالن های

بزرگ با ورودیه های سر سام آور...و حالا چه کسانی به این عروسی

دعوت می شوند؟...کسانی که معمولاً عروس یا داماد اونها رو یه بار

بیشتر تو زندگیشون ندیدند،اون هم زمانی که بچه بودند...و احتمالاً بعد

از عروسیه هم دیگه نمیبینند شاید تا عروسیه بچشون...تازه وقتی تو

عروسی می رسند به عروس و داماد میگند: چه بزرگ شدی؟!من که

اصلاً باورم نمیشه...انگار که عروسی گرفتیم تا بعضی ها بفهمند که ما

بزرگ شدیم و محلی باشه برای اینکه آدمهای دیگه با هم آشنا بشند،

شام تپلی بزنند...یه سری bluetooth بازی بکنن...یه سری کلک میوه

هارو بِکنند و بعد در موردقیمت بالای میوه صحبت کنند...یه سری هم

همراه با آهنگ حرکات موزونی رو به اجرا بگذارندو...در آخر هم همه

میگن با این خرج ها مگه میشه دیگه زن گرفت و کسی نمیپرسه

فلسفه این خرجها از کجا اومده؟...مقصر کیه؟! ... اصلاً تقصیری وجود

داره؟!... همه بدنبال ثبت خاطره ای خوش تو عروسیه ما هستن ولی به

چه قیمتی؟!...البته هزینش از قبل حساب شده...کی؟!...آقا

داماد...اون موقع ای که کم آورد و تو مراسم خواستگاری گفت:یک شب

که هزار شب نمیشه...البته این معضل دو طرفه است...یعنی خانواده

عروس هم با مشکل جمع کردن جهیزیه برای دخترشون درگیر

هستن...تا یه وقت دخترشون برای چرخ خیاطی _که هیچ وقت

استفاده نمیکنه و اصلاًَ بلد نیست که استفاده بکنه_ از خانواده داماد

_بخصوص مادر شوهر و خواهر شوهر_حرف نشنوه و یه وقت اشکش در

نیاد...نمیدونم وجود یک چرخ خیاطی،مایکروویو،تلویزیون LCD و خیلی

چیزهای دیگه از این دست چه چیزی رو تو زندگی تضمین

میکنه؟!...سرویس های طلایی که تا هفت الی ده میلیون نشه،اصلاً

عروسی سر نمیگیره_چقدر میتونن عشق و علاقه رو به زندگیه یه زوج

تزریق کنن...خدایا من که خیلی گیج و مبهوتم...تو کمک کن تا بتونیم

ما آدم ها همدیگرو درک کنیم...تا پدر و مادر ها نگویند که شما

نمیفهمین، بزارین خودتون پدر و مادر بشین اونوقت شاید بفهمین که این

ها برای زندگی لازمه...تا نگند یک شب که هزار شب نمیشه...به قول

یکی از خانم های گروه که میگفت به نظر من یک شب،هزار شب

میشه ... این زن و مرد هستند که میتونند بسیاری از شب ها

روزهایشان را خاطره انگیز کنند،بدون این خرجهای اضافی...

با تشکر

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

خب!!اول اینکه خرج عروسی رو کم پیش میاد خود داماد بده...اصولا بابای داماد میده!!! و بعد اینکه همه میدونن یه ایرانه و کلی رسم و رسوم!!!عوض کردن این رسم ها هم قرن ها طول خواهد کشید....پس زیاد دلتون رو خوش نکنید[نیشخند]...شما فکر میکنید این خانواده هایی که وضع مالی متوسط دارن خوششون میاد از اینکه باید کلی خرج جهیزیه برای دخترشون یا خرج عروسی برای پسرشون کنن...بعدشم تا خرخره بیفتن تو قرض؟؟؟؟؟ولی اگر هم خرج نکنن تا آخر عمر دختره میزنه تو سره پسره که تو یه عروسی هم حتی برای من نگرفتی...یا پسره میزنه تو سر دختره که تو جهیزیه درست و حسابی نداشتی.....الآن همین خانمی که این آخر ازشون یه جمله ای گفتید ببینید اگه به خودش مراجعه کنه یه جورایی ته دلش نمیخواد یه شب تو لباس عروسی باشه و جشن عروسی بگیره؟؟؟؟؟[سوال]برای برداشتن همچین رسوم هایی یا حداقل سبک تر کردنشون فقط باید جوونا به اون اندازه از شناخت نسبت به مسائل زندگی برسن که بفهمن شاید زندگی بدون جشن عروسی مجلل و لباس سفید و ماکروویو هم ممکن باشه!!!![سوال][سوال]

سمانه

گفتم از این بحث ها دوست دارم[نیشخند][زبان]شما هم زیادی منو تحویل میگیرن اونوقت من هی میام نظر سیاه میکنم!!!!![نیشخند][خداحافظ][گل][گل][گل]

هانیه

سلام اول اینکه اپ قبلی تون چرا منو خبر نکردین؟؟؟ ولی با این خیلی قشنگ بود چون گذشته دیگه جواب و نظر بیش از این در موردش نمی دم!! دوم اینکه بابا شما با این بحثاتون خلاقیت ما رو هم به کار میندازینا!!

هانیه

منم کاملا موافقم با نظر بچه ها ادم به دلش که رجوع میکنه میبینه که مگه من چند بار قراره تو زندگیم ازدواج کنم؟؟ یه بار مسلما اونم فقط یه شب!!( البته اگه قرار باشه خانواده ها حنا بندون و نامزدی و پاتختی و جاهاز برون و جاهاز بینون و .... کامثالهم رو نگیرن وگرنه میشه همون هفت شبانه روز تو افسانه ها) بازم بگم اینها تقصیر خود ادم نیست رسم که جا افتاده اگرم به قول شما دوستایی که تو بچگیمون دیدیمشون رو دعوت نکنیم یا فقط بزرگای فامیل بدون فرزندان باشه به جای اینکه همه خانواده ی عروس و دوماد رو توی این گرونی ها درک کنن تازه گله و گله گذاری و شکراب شدن روابط شروع میشه. چیزی که بیشتر اتیش این معضل شعله ور تر میکنه متاسفانه حسادت های زنانه و چشم رو هم چشمی هاست. البته ازدواج های دانشجویی برای ور اندازی این رسما خوبه. تازه بعد از این همه خرجی که کردن آقای داماد باید مثه چی کار کنه که پول قرض رو بده بعدشم زندگی براشون کسل کننده میشه بعد هم طلاق!! خنده داره... منم حرف زیاد زدم نه؟؟

بشرا

سلام! آخه هانیه جون کی این رسم و رسوما رو جاانداخته؟ خودمونیم دیگه! وگرنه قدیما که واسه یه مراسم این کارا رو نمی کردن!

بشرا

راستی در مورد گلشیفته فراهانی و بازیش توی همون فیلمی که گفتی یه کم اطلاعات دارم ... ولی در حد خیلی کم( البته بیشتر در مورد مشکلاتش برای بازی توی اون فیلم و گیرایی که بهش دادن و...)

بشرا

و اینکه.................. البته که موافقم! لینکتون کردم!

بشرا

آپم! منتظرتونم![گل][گل]

ع.ر

سلام انشاالله همه ی بچه های گروه خوب هستند که من نظر خاصی ندارم چون مطمئن هستم که درباره ی من چنین جشنی وجود نداره ولی با حرف اونهایی که به خاطر مادیات این جشن رو بایکوت می کنن هم کاملا مخالفم خدمتتون می رسم

دریای طوفانی

سلام به همه حرفا همه خوب بود ولی احساس کردم همه میدنیم این کار خوب نیست و قبولش نداریم اما یه جوراییم بدمون نمیاد از این ریخت و پاشا. اونایی که فکر میکنن با این رسما کاری نمیشه کرد اولین متهم های ماجران اونایی که فکر میکنن باید تن داد چون مقاومت سخته. به قوله بزرگی:ما بد بخت میمونیم تا وقتی خودمون بخوایم(البته اون به جای بد بخت میگفت گوسفند که من برای جلوگیری از سو تفاهم اصلاح کردم.تا بعد