ازدواج سنتی بهتر است یا مدرن؟؟؟

 

 

بحث این هفته ی جلسه راجع به این بود ...

آیا اگه افسار ازدواجمون را تنها و تنها به دست خونواده ها بسپاریم

خوشبخت خواهیم شد؟؟؟

 آیا اگر تنها و تنها خودمون راجع به ازدواجمون تصمیم بگیریم حتما فرد

انتخابی همان ایده ال ما خواهد بود؟؟؟؟؟!!!

نظرات متفاوتی بیان شد هرکی نظر خودشو داد...ولی از میان همه ی

نظرات صحبت یکی از ما چند نفر که مد نظر منه و فکر میکنم باید راجع

بهش بیشتر بحث شه چون که مقوله ی بسیار بسیار خطرناکیه رو

میخوام اینجا آنالیز کنیم اگه موافق باشید...باشد که نظرات دوستان

مارو در نتیجه گیری درست و منطقی یاری کنه...

 اعتقاد این دوستمون بر این بود که میشه افسار ازدواجو تمام و کمال به

دست خونواده ها سپرد به قسمی که اونا فقط انتخاب کنند و ما تنها

سر سفره ی عقد بشینیم ولو اگر وقتی کنار او سر سفره ی عقد

میشینیم مور مور شیم و حالمون بد شه!!!!

 و قصه از اینجا شروع میشه که ما حتما و قطعا خواهیم توانست جذب

او شویم و بینمان به مرور زمان مهر و محبت و علاقه و عشق پدیدار

میشود!؟

به راستی اینگونه است؟؟؟؟؟

 او بر این باور بود که حتی اگر ما دلمون جای دیگه ای گیر باشه و اون

فرد ایده آلمونو پیدا کرده باشیم و آرزوی رسیدن به اورو داشته باشیم

ولی فقط به دلیل مصلحت اندیشی باید به پدر و مادرمون داخل پرانتز پدر

و مادر های سنتی چشم بگیم و سر سفره ی عقد یشینیم ودکمه ی

فراموش کردن اون فردی که دوسش داریم وفشار بدیم و شروع کنیم به

تلقین کردن که همین که کنارمون نشسته بهترین آدم روی زمینه واین

همونیه که من میخواستمش؟؟!

او بر این اعتقاد بود که اون فرد ایده آلی که ما قبلا پیدا کرده بودیم هم

بالاخره یه مدتی طول کشیده که عاشقش شدیم دیگه؛ همون زمان یا

بیشتر هم اگه صرف کنیم قطعا و قطعا و قطعا این یکی هم میشه عین

همون قبلی یعنی میشه محبوب و معشوق ما؟؟؟!

 بعد دوباره یه فکری کرد و گفت نه شاید این زندگی ایده آل ما نباشه

ولی ابدا و ابدا به طلاق نمی انجامه و ما میتونیم هدایتش کنیم به بهتر

و بهتر شدن فقط کافیست که کمی تلاش کنیم؟؟!!

 او میگفت طلاق و جدایی تنها در شرایطی پیش میاد که مشکلات غیر

قابل حل وجود داشته باشد درحالیکه دوست نداشتن طرف مقابل حل

شدنی است؟؟!

 آیا نه اینست که به یه نسبت نه چندان زیاد آدم باید از ظاهر کسی که

میخواد باهاش ازدواج کند خوشش بیاید؟؟

 ایا نباید تا حدی او را شناخت و بعد سر سفره ی عقد نشست؟؟

 آیا به راستی نمیتوان یه پدر و مادر سنتی رو متقاعد کرد که بابا زندگیه

خودمه خودم باید تصمیم بگیرم ؟؟من میخوام یه عمر با این آدم زیر یه

سقف زندگی کنم

 مصلحت اندیشی به چه قیمتی ؟؟؟؟ و بالوالدین احسانا تا کجا؟؟؟؟تا

کی باید حقایق رو ذبح مصلحت کرد؟؟

 آیا اگر قبل از اینگونه ازدواجها به پدر و مادر سنتیمان نه بگوییم و نپذیریم

اونها بیشتر ناراحت میشن و بهشون بر میخوره یا وقتی که ما تقاضای

طلاق کنیم ؟؟

 آیا میشه کسی رو که مدتها آرزوشو داشتی دکمه ی فراموش کردنشو

بزنی؟؟و یه دفه همه چی تموم شه؟؟

 آیا میشه کسی رو که دوسش نداری و نسبت بهش هیچگونه

شناختی نداری بعد از ازدواج عاشقانه باهاش زندگی کنی؟؟؟

 

 

 

 

/ 25 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نویسنده

آقای صابر از نظراتتون و تذکرتون ممنون بازم به ما سر بزنید

دریای طوفانی

سلام به بهروز اگر با بردن ما شیرین نمیشه پس یعنی مادرزادی تو هر ازدواجی یا نه تو هر رابطه ای شیرینی هست؟ راست میگید.ما باید به دور و اطرافمون خوب نگاه کنیم ببینیم پسرا و دخترای قرقرو و بی طاقتی رو که از نامزدی به فکر اینن که طلاقی ام وجود داره.اگه کوچکترین اختلافی پیش اومد تحمل نمی کنن و به خاطر رهایی از پیدا کردن راه حل طلاق رو بر قرار ترجیح میدن. من می گم محقق جوان!!!طلاق رو از ذهن دور کن نه اینکه یه راه دم دستی نشون بده.

دریای طوفانی

سلام به من یک نفر یه سوال پرسیدین با سوالی مهمونتون میکنم. این علاقه که میگین از کجا اومده؟ چه جوری کسب شده؟که در مورد دیگری امکانش نیست؟ این گذشت اگه رکن زندگیه دیگه میشه با اظهار نظر عاطفی منتفی بشه؟ اصلا" گذشت مگه یه فضیلت اخلاقی نیست که طرف مقابلش هر کی میتونه باشه.

دریای طوفانی

نویسنده محترم چرا به صابر و بقیه نمی گی اصلا"موضوع چیه؟ موضوع اینه که یه عده هستن روی این کره خاکی که نمیتونن آن طور که دلشون میخواد ازدواج کنن.ما داریم راجب این آدما حرف میزنیم.اونا باید تن بدن به یه چیزایی.من به ایناس که میگم شکر ببر عزیز جان.زود کوتاه نیا.طلاق راهش نیست.

باران

........#............ســــلام..............# •*¨) ¸ .•*¨) .......###..............................### •*¨) ¸ .•*¨) .....######....**......**....###### •*¨) ¸ .•*¨) ....########....*...*....######## •*¨) ¸ .•*¨) ....#########....**...######### •*¨) ¸ .•*¨) .....#########...@...######### •*¨) ¸ .•*¨) ......#######مـــن آپــــــم####### •*¨) ¸ .•*¨) ........#########@######### •*¨) ¸ .•*¨) ..........####زووووووود بیا ##### •*¨) ¸ .•*¨) ........#########@######### •*¨) ¸ .•*¨) ......#########..@..######### •*¨) ¸ .•*¨) ....#####منتظرتماااااااااااااااا###### •*¨) ¸ .•*¨) ....########...............######## •*¨) ¸ .•*¨) ....######.............…........###### •*¨) ¸ .•*¨) .....####...............................#### •*¨) ¸ .•*¨) .......#......................................# •*

من یک نفر

دریای طوفانی دوست من درسته که گذشت یه فضیلت اخلاقیه ولی یه بار دوبار...برای کسی که میخواد یه عمری گذشت کنه باید علاقه وجود داشته باشه...و گرنه زود خسته میشه نه که طلاق میگیره نه...ولی دلزده میشه دوست خوبم حرف من اینه.

صابر

با توضیحی که دریای طوفانی داد به نظرم اینکه به این صورت ازدواجی صورت بگیره خوب هم هست منتهی به موردش دقت بشه لطفا

صابر

من اومدم و لی صورت جلسه یی نبود

ایمان

سلام وب زیبای داری به امید اینکه موفق باشی ایرانی به من هم سر بزن دستت مغسی[گل][گل][گل]

دریای طوفانی

سلام بر من یک نفر ماها گاهی اوقات تو زندگیمون قانونایی میذاریم که معلوم نیست از کجا اومده و چقدر محکمه؟ یکیشم شما فرمودین.برای گذشت علاقه لازمه.مطمئنی دوست من؟ گفتین دلزده.ما تعیین می کنیم چی دلمونو بزنه نه؟